.♡❀گلستان من❀♡.
به نام اون که نامش زیباست و خودش زیبا ترینه . . . 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

به   نام   خدای    بهار   آفرین             بهار   آفرین  را   هزار  آفرین

به جمشید و آئین پاکش درود              که نوروز از او مانده در یادبود

 

"29اسپندماه90

کمد مادربزرگ-کشوی آخر-زیر صابون ها و ملافه های کهنه

اهو . . .اهو . . .آخ . . .چی بود؟مثل این که دوباره 29اسپند شده وگرنه من که حالا حالا ها بیدار نمی شدم.

آخ جون دوباره عید داره میاد. . .صدای پاشو میشنوم . . .بوشو حس می کنم .

تق تق تق . . .!مثل این که مادر بزرگه.گفتم که نزدیک سال تحویله حتما دوباره می خوادسفره ی هفت سین پهن کنه.وای که چقدر کیف داره مرکز توجه باشی!

آره . . .!می خواد منو پهن کنه . من؛سفره ای که یادگار مادر خدابیامرزش بودم.اونم روم هفت سین می ذاشت.مادر بزرگم هرسال همین کار رو می کنه؛روم سیب و سبزه و سکه و بقیه ی هفت سین رو می چینه بایه تنگ ماهی و یه قرآن و یه آینه و یه عالمه خراکی های خوشمزه . . . البته من که نمی تونم چیزی بخورم اما از آدم هایی که دورم می شینن و خراکی ها رو می خورن و می گن چقدر خوشمزه است می فهمم.مادر بزرگ همیشه شیرنی های عید رو خودش می پزه و بایدم خوشمزه باشه چون دست پخت مادر بزرگه!

و اما من!من سفره ایم که مادربزرگ هر سال روم هفت سین می چینه من همیشه خوابم اما 29 اسپند و وقتی که بوی بهار رو حس کنم بیدار می شم میرم کمک مادر بزرگ . . .چون اون بهم احتیاج داره و منم خیلی دوستش دارم.مادربزرگه رو همه دوست دارن.

همیشه قبل از تحویل سال مادر بزرگ قرآن رو می گیره دستش و منتظر می مونه تا بچه هاش بیان.بچه های مادر بزرگ خیلی خوبن و هیچ وقت موقع تحویل سال تنهاش نمی ذارن.هنوز بچگیهاشون رو یادمه که همگی دور من می نشستن و بابا بزرگه( که خدا رحمتش کنه) به همه شون عیدی می داد ؛ اما الان مادر بزرگه به بچه ها و نوه هاش عیدی می ده.کاش یکی به منم عیدی می داد .

گفتم نوه های مادر بزرگ ! وای . . .!خدا بهم رحم کنه هر وقت میان عین چیا به خرا کی ها حمله می کنن و منو کثیف می کنن ولی در کل بچه های باحالین من خیلی دوستشون دارم. چه خوبه که عیده و همه دوباره دور هم جمع میشن و شادن . . . منم خوشحالم که دو باره می تونم کسایی رو که دوستشون دارم ببینم . . . کسایی که دوستشون دارم . . . بجز . . .

بجز تنها عروس مادر بزرگه!هر چقدر می خوام دوستش داشته باشم نمی دونم چرا باز به دلم نمی شینه؛ هر وقت کنار من می شینه یه جوری به من نگاه می کنه که انگار یه شیئ بی ارزشم . شاید من یه سفره باشم ولی تو این سال ها اونقدر با آدم های مختلف سرو کار داشتم که با نگاه می تونم منظور آدم ها رو بفهمم.همه ی کار هاش اداست . . . خودش رو خیلی بالا دست می گیره . . .هر وقت میاد این جا یه دستمال اندازه ی نصف من در میاره میندازه زیرش و می شینه روش تا مبادا لباسش کثیف شه خدایی نا کرده . . .لابد خانم عادت داره رو مبل و این جور چیزا بشینه . . . حتما هفت سینش رو هم رو میز می چینه سفره هم نمیندازه . . .از پسر مادر بزرگه شنیدم ماه به ماه مهمون خونه شون نمیره . . . هه! حتما خانم همه رو فراری میده . . .!

جز خودشم هیچکس رو نمی پسنده اون که نمی تونه بفهمه چه حالی داره وقتی اعضای یک خونواده دور یه سفره می شینن و خاطرات گذشته رو مرور می کنن . . .این جور آدما نمی تونن معنای محبت و با هم بودن رو درک کنن . . .

خب دیگه . . . مادر بزرگ داره در کشو رو باز می کنه.منم باید برم یه سفره ی هفت سین بشم؛خدا حافظ بعد تحویل سال تو خونه مادر بزرگ می بینمتون . . ."

 

 

 

بوی باران؛بوی سبزه؛بوی خاک

شاخه های شسته؛باران خورده؛پاک

آسمان آبی و ابر سفید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه ی شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار . . .

"فریدون مشیری"

 

 

 

مناسبتها را بهانه ای کنیم تا از آنان که دوستشان داریم یادی کنیم :

صبا-صفا-نسیم-گندم-زهراها-شهرزاد-سدیم کلرید-دوستدار علی نادی-آرتا -خانم نظری جون-گل آبی-نیما نریمان-لیلا-مهسا-دختر خانم ملوسی-دانشمند بزرگ -کیاندخت سنتوری-مهزاد-مهتا سنتوری!-مهنا-سانی -استقلالی و ...همه ی دوستان خوبم!امیدوارم همیشه شاد و پر انرژی باشید و سال خوبی رو آغاز کنید.همه تون رو دوست دارمقلب

تو لحظه ی تحویل سال ما رو هم از یاد نبرید و دعا یادتون نره مخصوصا برای مریضا(و علی دایی)

ماچ

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ ملخ الشعرا گلستانی ]

صبح آدینه ی همگی بخیر !امیدوارم که خوب باشید و میدونم که حالتونم خوبه چون مدرسه ها و ... تعطیل شدن و دارید حالشو می بریدنیشخند

حالا خودمونیم امسال معلمامون یادشون رفت به ما تکلیف بگن.اوه

وای که چقدر حال میده . . . . . 17 روز . . . . بدون هیچ دغدغه ای . . . . .می ری بیرون و از طبیعت لذت می بری . . . . . . خیال باطل

راستی داشت یادم می رفت برای چی اومدم بچه ها می خواستم بهتون یه پیشنهاد بدم همه مون می دونیم که بهار داره میاد و زمین دچار تحولی بنیادین می شه می دونم هم خیلی هاتون تصمیم گرفتین با بهار تغییر کنید مثل من . . .

ولی شاید قبلا هم این تصمیم رو گرفتین و موفق نشدید . من یه معلمی داشتم همیشه می گفت که هدف هاتون رو بنویسید چون نوشتن خیلی تاثیر

داره.نزدیک عید و بهار که می شد می گفت یه دفتر چه بردارید و 110تا (البته

 هر چند تا خودتون نوشتید قبوله)هدف بنویسید از هدف های کوچیک (مثل صبح

 ها ساعت فلان بیدار شدن) تا هدف های بزرگتر (مثل قبول شدن تو دانشگاه و

رشته ی فلان) رو بنویسید و به زمان حال هم بنویسید مثل این که : "امسال

سال 1391 است و من هر روز ساعت پنج صبح از خواب بیدار می شوم."

این ها رو که می نویسید باید خودتون هم قبول داشته باشید و امیدوار باشید

که بهش می رسید و کائنات با قانون جذب(که گمون می کنم همه بدونن چیه

اگه نمی دونید به کتاب راز مراجعه کنید یا تو اینترنت سرچ کنید)شما رو به این

اهداف می رسونن.البته هدف ها تون رو که نوشتید به خداوند توکل کنید و

بسپاریدش به دست اون و دیگه تا آخر سال آینده سراغشون نرید و دغدغه ی

این که آیا بهشون میرسم یا نه رو هم نداشته باشید آخر سال آینده دوباره

دفتر چه تون رو باز کنید و ببینید به چندتاشون رسیدین نتیجه اش

باور نکردنیه من خودم این رو امتحان کردم و به بیشتر از نود درصد هدف هام رسیدم.

و خیلی جالب تر بود که به هدف هام با تمام جزئیاتی که خودم ذکر کرده بودم رسیدم

مثلا گفتم  که تو فلان مسابقه دوم شدم.با این که اگه یه ذره و فقط یه ذره

بیشتر تلاش می کردم اول می شدم ولی دوم شدم پس مواظب هدف ها تون باشید.

امیدوارم که همه تون به هدف هاتون برسید.فرشته

سوالی داشتید پاسخ میدم.

 

سال خوبی داشته با شید و موقع تحویل سال برای من هم دعا کنید.

عیدتون پیشاپیش مبارک . . .ماچبغلقلب

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ ] [ ۸:٤٤ ‎ق.ظ ] [ ملخ الشعرا گلستانی ]

سلام دوستهای خوبم! حالتون چطوره؟

 بازم ببخشید که دیردیر سر می زنم. خیلی در گیر درس و مدرسه شدم!نمی تونم زیاد آپ کنم چون طول می کشه امیدوارم با اومدن عید وضع بهتر بشه! اسکار " جدایی نادر..." رو هم بهتون تبریک میگم تررررررررکوند این عمو اصغر!هوراقلبتشویق

در رابطه با رای کمیته انظباطی معروف و موسوی هم واقعن متاسفم!ناراحت

ای کاش والیبال محبوب نمی شد ... این طوری بهتر بود حد اقل بچه ها سالم بازی می کردن و بدون حاشیه... می ترسم به سرنوشت فوتبال دچار شه! ولی خوب چه میشه کرد بازیه دیگه بالا پایین داره ...

در حال حاضر فقط باید دعا کنیم براشون همه شون باهم آشتی کنن و مصدوما هم برگردن بعد بریم المپیک!خیال باطل

الهی آمین

یه روز داشتم تو وبسایت آقای رحماندوست می گشتم چشمم خورد به این شعر براتون می ذارم خیلی مضمون جالبی داره:

 

عینک

دو تا عینک به من دادند

برای خوبتر دیدن

دو تا شان مثل هم اما

یکی تیره یکی روشن

یکی را می زدم شب بود

دلی ژر کینه با من بود

و با آن دیگری شب هم

برایم روز روشن بود

دلم با این دو تا عینک

چو سیر و سرکه می جوشید

برای دیدن دنیا

به رنگ زنده می کوشید

اگر دیدی دو تا عینک

درون کوچه افتاده

رها کن چون که باید دید

بدون عینک و سادهمتفکر

×××

 

نظر یادتون نره! دوستتون دارم!ماچ

با تشکر

ملخ الشعرا گلستانییییییییییییییمژه

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۸ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ملخ الشعرا گلستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره گلستان
آرشيو مطالب
RSS Feed



مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

كد ماوس

.

دوستدار علیرضا نادی