.♡❀گلستان من❀♡.
به نام اون که نامش زیباست و خودش زیبا ترینه . . . 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

  

ترول های خنده دار بامزه و دیدنی (58) www.taknaz.ir

 بقیه در ادامه ...


برو بقیه . . .
[ ۱۳٩۱/٦/۳۱ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ من ]
[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ من ]

عجب هندوانه ای!

عجب هندوانه ای! (عکس)  www.taknaz.ir

 


برو بقیه . . .
[ ۱۳٩۱/٥/٥ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ من ]

 

بـاز هـوای سحرم آرزوست 

خلوت و مـژگان تـرم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمـان 

 دست تو و روی تو ام آرزوست  . . .

 

ماه رمضان مبارک

 

اینم پیامک های طنز هدیه ی من:

 

 

ساعت دوازده ظهر ارسال شود:

آخ یه لیوان شربت آب لیمو حال میده الان.

..

..

(ستاد افزایش اجر معنوی روزه داران )

 

...........................

 

ای کسانیکه روزه نمیگیرید.......حداقل افطار کنید..... !

چون از قدیم گویند کار را آن کرد که تمام کرد !

 

.........................

 

به طرف میگن چرا روزه نمیگیری؟

میگه :  مشکل دارم، نمیشه

میگن مشکلت چیه ؟

میگه : گرسنه ام میشه !

 

........................

 

تابلو هلال احمر رو به حیف نون نشون میدن

میگن معنی این تو جاده چیه؟

میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی !

 

........................

 

ما فردا شب واسه افطار میایم خونتون

(ستادایجاد رعب و وحشت درماه رمضان) !

 

......................

 

باز ماه رمضان آمدست و روزه / رایگان گشت بلیط اتوبوس و موزه

باز در بند شدند لات و ابلیس و هبل / باز بلبل به چمن می فروشد غمزه

بعد افطار دلت گرد و قلمبه گردد / بس که خوردی کباب جوجه یکروزه !

 

.......................

 

اندکی صبر ...

"زولبیا بامیه " نزدیک است !

 

........................

 

به یارو میگن سحر صدات کنیم میگه مگه اصغر چه شه ؟!

 

....................

 

فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه بیخوابی شبانه ، گرسنگی روزانه ، روز شماری ماهانه پرخوری سحرانه ، افطاری شاهانه و توقع آمرزش سالانه ! مبارک !

 

....................

 

روزه دار گرامی ، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما جهت رفاه حال اطرافیان و حتی حیوانات لطفا موقع سحر ، ۵-۶ بار مسواک بزنید !

 

........................ 

از بالاترین فضیلت ها در ماه رمضان ، افطاری دادن است

منتظر تماس شما هستیم . . . !

 

 

التماس دعا تو این شب های عزیز!

[ ۱۳٩۱/٤/۳٠ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ من ]

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

 

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى

 

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!

 

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

 

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

 

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

 

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

 

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

 

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

 

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

 

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

 

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

 

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى

گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

 

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره

 

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد

گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟

 

گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى

گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى

 

گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى

گفت: آن چه بود از دم ،گشته چلوکبابى


گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى؟

گفت: آنچه بود از دم ،گشته چلوکبابى

گفتم بیا دوتایی ،لب تر کنیــــم پنهان

گفتا :نمی هراسی از چوب پاسبانان؟

گفتم :شراب نابی ،تودست و پانداری؟

گفتا: که جاش دارم، وافــــــور با نگاری

گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها !

گفتا: به حبس بودم،از ته زدند آن ها

گفتم: شما و زندان؟حافط ما رو گرفتی؟

گفتا: ندیده بودم ،"هالو" به این خرفتی!!

[ ۱۳٩۱/٤/٢٤ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ من ]

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شر ربار  این قفس را

بر شکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ

نغمه ی آزادی نوع بشر سرا

و ز نفسی عرصه ی این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظلم جور صیاد

آشیانم داده بر باد . . .

ای خدا ای فلک ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن

×××

نو بهار است گل ببار است

ابر چشمم  ژاله بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل مرا مچین

جانب عاشق نگه  ای تازه گل  از این

بیشتر کن

مرغ بیدل  شرح هجران  مختصر مختصر مختصر کن . . .

 

 

"ملک الشعرا بهار"

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ٦:٤٢ ‎ب.ظ ] [ من ]

به   نام   خدای    بهار   آفرین             بهار   آفرین  را   هزار  آفرین

به جمشید و آئین پاکش درود              که نوروز از او مانده در یادبود

 

"29اسپندماه90

کمد مادربزرگ-کشوی آخر-زیر صابون ها و ملافه های کهنه

اهو . . .اهو . . .آخ . . .چی بود؟مثل این که دوباره 29اسپند شده وگرنه من که حالا حالا ها بیدار نمی شدم.

آخ جون دوباره عید داره میاد. . .صدای پاشو میشنوم . . .بوشو حس می کنم .

تق تق تق . . .!مثل این که مادر بزرگه.گفتم که نزدیک سال تحویله حتما دوباره می خوادسفره ی هفت سین پهن کنه.وای که چقدر کیف داره مرکز توجه باشی!

آره . . .!می خواد منو پهن کنه . من؛سفره ای که یادگار مادر خدابیامرزش بودم.اونم روم هفت سین می ذاشت.مادر بزرگم هرسال همین کار رو می کنه؛روم سیب و سبزه و سکه و بقیه ی هفت سین رو می چینه بایه تنگ ماهی و یه قرآن و یه آینه و یه عالمه خراکی های خوشمزه . . . البته من که نمی تونم چیزی بخورم اما از آدم هایی که دورم می شینن و خراکی ها رو می خورن و می گن چقدر خوشمزه است می فهمم.مادر بزرگ همیشه شیرنی های عید رو خودش می پزه و بایدم خوشمزه باشه چون دست پخت مادر بزرگه!

و اما من!من سفره ایم که مادربزرگ هر سال روم هفت سین می چینه من همیشه خوابم اما 29 اسپند و وقتی که بوی بهار رو حس کنم بیدار می شم میرم کمک مادر بزرگ . . .چون اون بهم احتیاج داره و منم خیلی دوستش دارم.مادربزرگه رو همه دوست دارن.

همیشه قبل از تحویل سال مادر بزرگ قرآن رو می گیره دستش و منتظر می مونه تا بچه هاش بیان.بچه های مادر بزرگ خیلی خوبن و هیچ وقت موقع تحویل سال تنهاش نمی ذارن.هنوز بچگیهاشون رو یادمه که همگی دور من می نشستن و بابا بزرگه( که خدا رحمتش کنه) به همه شون عیدی می داد ؛ اما الان مادر بزرگه به بچه ها و نوه هاش عیدی می ده.کاش یکی به منم عیدی می داد .

گفتم نوه های مادر بزرگ ! وای . . .!خدا بهم رحم کنه هر وقت میان عین چیا به خرا کی ها حمله می کنن و منو کثیف می کنن ولی در کل بچه های باحالین من خیلی دوستشون دارم. چه خوبه که عیده و همه دوباره دور هم جمع میشن و شادن . . . منم خوشحالم که دو باره می تونم کسایی رو که دوستشون دارم ببینم . . . کسایی که دوستشون دارم . . . بجز . . .

بجز تنها عروس مادر بزرگه!هر چقدر می خوام دوستش داشته باشم نمی دونم چرا باز به دلم نمی شینه؛ هر وقت کنار من می شینه یه جوری به من نگاه می کنه که انگار یه شیئ بی ارزشم . شاید من یه سفره باشم ولی تو این سال ها اونقدر با آدم های مختلف سرو کار داشتم که با نگاه می تونم منظور آدم ها رو بفهمم.همه ی کار هاش اداست . . . خودش رو خیلی بالا دست می گیره . . .هر وقت میاد این جا یه دستمال اندازه ی نصف من در میاره میندازه زیرش و می شینه روش تا مبادا لباسش کثیف شه خدایی نا کرده . . .لابد خانم عادت داره رو مبل و این جور چیزا بشینه . . . حتما هفت سینش رو هم رو میز می چینه سفره هم نمیندازه . . .از پسر مادر بزرگه شنیدم ماه به ماه مهمون خونه شون نمیره . . . هه! حتما خانم همه رو فراری میده . . .!

جز خودشم هیچکس رو نمی پسنده اون که نمی تونه بفهمه چه حالی داره وقتی اعضای یک خونواده دور یه سفره می شینن و خاطرات گذشته رو مرور می کنن . . .این جور آدما نمی تونن معنای محبت و با هم بودن رو درک کنن . . .

خب دیگه . . . مادر بزرگ داره در کشو رو باز می کنه.منم باید برم یه سفره ی هفت سین بشم؛خدا حافظ بعد تحویل سال تو خونه مادر بزرگ می بینمتون . . ."

 

 

 

بوی باران؛بوی سبزه؛بوی خاک

شاخه های شسته؛باران خورده؛پاک

آسمان آبی و ابر سفید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه ی شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار . . .

"فریدون مشیری"

 

 

 

مناسبتها را بهانه ای کنیم تا از آنان که دوستشان داریم یادی کنیم :

صبا-صفا-نسیم-گندم-زهراها-شهرزاد-سدیم کلرید-دوستدار علی نادی-آرتا -خانم نظری جون-گل آبی-نیما نریمان-لیلا-مهسا-دختر خانم ملوسی-دانشمند بزرگ -کیاندخت سنتوری-مهزاد-مهتا سنتوری!-مهنا-سانی -استقلالی و ...همه ی دوستان خوبم!امیدوارم همیشه شاد و پر انرژی باشید و سال خوبی رو آغاز کنید.همه تون رو دوست دارمقلب

تو لحظه ی تحویل سال ما رو هم از یاد نبرید و دعا یادتون نره مخصوصا برای مریضا(و علی دایی)

ماچ

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ من ]

صبح آدینه ی همگی بخیر !امیدوارم که خوب باشید و میدونم که حالتونم خوبه چون مدرسه ها و ... تعطیل شدن و دارید حالشو می بریدنیشخند

حالا خودمونیم امسال معلمامون یادشون رفت به ما تکلیف بگن.اوه

وای که چقدر حال میده . . . . . 17 روز . . . . بدون هیچ دغدغه ای . . . . .می ری بیرون و از طبیعت لذت می بری . . . . . . خیال باطل

راستی داشت یادم می رفت برای چی اومدم بچه ها می خواستم بهتون یه پیشنهاد بدم همه مون می دونیم که بهار داره میاد و زمین دچار تحولی بنیادین می شه می دونم هم خیلی هاتون تصمیم گرفتین با بهار تغییر کنید مثل من . . .

ولی شاید قبلا هم این تصمیم رو گرفتین و موفق نشدید . من یه معلمی داشتم همیشه می گفت که هدف هاتون رو بنویسید چون نوشتن خیلی تاثیر

داره.نزدیک عید و بهار که می شد می گفت یه دفتر چه بردارید و 110تا (البته

 هر چند تا خودتون نوشتید قبوله)هدف بنویسید از هدف های کوچیک (مثل صبح

 ها ساعت فلان بیدار شدن) تا هدف های بزرگتر (مثل قبول شدن تو دانشگاه و

رشته ی فلان) رو بنویسید و به زمان حال هم بنویسید مثل این که : "امسال

سال 1391 است و من هر روز ساعت پنج صبح از خواب بیدار می شوم."

این ها رو که می نویسید باید خودتون هم قبول داشته باشید و امیدوار باشید

که بهش می رسید و کائنات با قانون جذب(که گمون می کنم همه بدونن چیه

اگه نمی دونید به کتاب راز مراجعه کنید یا تو اینترنت سرچ کنید)شما رو به این

اهداف می رسونن.البته هدف ها تون رو که نوشتید به خداوند توکل کنید و

بسپاریدش به دست اون و دیگه تا آخر سال آینده سراغشون نرید و دغدغه ی

این که آیا بهشون میرسم یا نه رو هم نداشته باشید آخر سال آینده دوباره

دفتر چه تون رو باز کنید و ببینید به چندتاشون رسیدین نتیجه اش

باور نکردنیه من خودم این رو امتحان کردم و به بیشتر از نود درصد هدف هام رسیدم.

و خیلی جالب تر بود که به هدف هام با تمام جزئیاتی که خودم ذکر کرده بودم رسیدم

مثلا گفتم  که تو فلان مسابقه دوم شدم.با این که اگه یه ذره و فقط یه ذره

بیشتر تلاش می کردم اول می شدم ولی دوم شدم پس مواظب هدف ها تون باشید.

امیدوارم که همه تون به هدف هاتون برسید.فرشته

سوالی داشتید پاسخ میدم.

 

سال خوبی داشته با شید و موقع تحویل سال برای من هم دعا کنید.

عیدتون پیشاپیش مبارک . . .ماچبغلقلب

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ ] [ ۸:٤٤ ‎ق.ظ ] [ من ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره گلستان
آرشيو مطالب
RSS Feed



مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

كد ماوس

.

دوستدار علیرضا نادی